على اكبر قرشى بنابى
24
تفسير احسن الحديث (فارسى)
26 - وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ . در ذيل آيهء : وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ . . . انعام / 74 گفته شد : آزر پدر ابراهيم عليه السّلام نبود ، بلكه به روايت معصوم عليهم السّلام ، او جد مادرى ابراهيم بود اينجاست كه ملاحظه مىشود ابراهيم از دين پدران تقليد نكرده و از عمل پدر و قوم خويش بيزارى مىكند . 27 - إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّهُ سَيَهْدِينِ . « الا » استثناء منقطع است به معنى « لكن » يعنى : ليكن خدايى كه مرا آفريده حتما هدايت خواهد كرد در آيه اشاره هست به اينكه هدايت از وظائف خداوندى است كه بر عهده گرفته است ، إِنَّ عَلَيْنا لَلْهُدى ليل / 12 ، وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ نحل / 9 . 28 - وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ . يعنى : خداوند برائت از شرك را به صورت كلمه « لا إله الا اللَّه » در نسل ابراهيم باقى گذاشت تا به سوى آن برگردند و بعضى از نسل او بعض ديگر را به سوى آن بخوانند ، به عبارت ديگر موحدين مشركان را به توحيد برگردانند على هذا در نسل او هميشه عدهاى موحد خواهد بود و گرنه بر خلاف جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً مىشود . و شايد آن در اثر استجابت دعايش باشد كه او و فرزندش اسماعيل گفتند : رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ بقره / 123 . بدين طريق فاعل « جعلها » اللَّه و ضمير « ها » به برائت راجع است كه از إِنَّنِي بَراءٌ فهميده مىشود . به نظر بعضى فاعل « جعلها » ابراهيم است به دليل آنكه بر فرزندان خويش توحيد را وصيت كرد وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ بقره / 132 . ناگفته نماند : در روايات اهل بيت عليهم السّلام كَلِمَةً باقِيَةً را امامت تفسير